وبلاگ اینفلو
داستان کداک: چطور غول صنعت عکاسی سقوط کرد؟
تصور کنید شرکتی که ۹۰٪ سهم بازار را در اختیار دارد، مخترع اولین دوربین دیجیتال جهان است و نامش با مفهوم «ثبت خاطره» گره خورده، ناگهان به مرز نابودی برسد. داستان کداک (Kodak) فقط قصه یک شکست تجاری نیست؛ این داستان نشان میدهد چطور «ترس از تغییر» میتواند حتی قدرتمندترین امپراتوریها را به زانو درآورد.
شروع داستان کداک؛ وقتی عکاسی ساده شد
داستان کداک از سال ۱۸۸۸ و از ذهن خلاق جورج ایستمن «George Eastman» شروع شد. در آن زمان، عکاسی یک فرآیند فوقالعاده پیچیده، گران و تخصصی بود؛ چیزی شبیه به یک آزمایشگاه شیمی سیار که فقط حرفهایها از پس آن برمیآمدند و برای مردم عادی ثبت لحظات و خاطرهها تقریبا غیر ممکن به نظر میرسید.
در چنین شرایطی ایستمن نگاه متفاوتی داشت. او میخواست دوربین را به دست همه برساند و باور داشت عکاسی نباید فقط در اختیار عکاسان حرفهای باشد؛ مردم عادی هم باید بتوانند بهسادگی از زندگی، سفرها و لحظههای مهمشان عکس بگیرند.
همین تفکر، پایه شکلگیری برند کداک شد.
کداک با تولید دوربینهای سادهتر و فیلمهای آماده، عکاسی را از یک کار تخصصی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل کرد. شعار معروف شرکت هم دقیقا همین فلسفه را نشان میداد:
شما دکمه را فشار دهید، بقیهاش با ما.
این جمله ساده، صنعت عکاسی را متحول کرد.
کداک چطور به غول صنعت عکاسی تبدیل شد؟
هر چند ساخت دوربین عکاسی شروع ماجرا بود اما مدل هوشمندانه کسبوکار، کداک را به غول صنعت عکاسی تبدیل کرد. کداک از استراتژی «تیغ و خودتراش» (Razor & Blade) استفاده میکرد. آنها دوربینها را با قیمتی بسیار ارزان میفروختند تا همه یکی از آنها را در خانه داشته باشند، اما سود اصلی در جای دیگری بود.
این شرکت کاری کرد که کاربران بعد از خرید دوربین، سالها به محصولاتش وابسته بمانند. مردم برای هر بار عکاسی باید فیلم میخریدند، عکسها را چاپ میکردند و دوباره سراغ محصولات کداک میرفتند.
درواقع درآمد اصلی شرکت نه از فروش دوربین، بلکه از فروش مداوم فیلمهای عکاسی و خدمات چاپ عکس تأمین میشد. همین مدل باعث شد کداک بهسرعت رشد کند و سهم زیادی از بازار را در اختیار بگیرد.
Kodak حدود ۹۰ درصد بازار فیلم عکاسی آمریکا و نزدیک به ۸۵ درصد بازار دوربین را در اختیار داشت؛ آماری که نشان میداد این شرکت عملا به پادشاه صنعت عکاسی تبدیل شده است.
اما چه چیزی باعث سقوط کداک (Kodak) شد؟ نوآوری
اختراعی که به بزرگترین تهدید کداک تبدیل شد
غمانگیزترین بخش داستان کداک اینجاست.
در سال ۱۹۷۵، مهندسی به نام استیو ساسون (Steve Sasson) در آزمایشگاههای کداک، اولین دوربین دیجیتال جهان را ساخت. دستگاهی به اندازه یک توستر که تصاویر را به صورت دیجیتال روی نوار کاست ثبت میکرد.
در نگاه اول این اختراع، انقلابی در صنعت عکاسی محسوب میشد، اما وقتی ساسون اختراعش را با هیجان به مدیران ارشد نشان داد، با واکنشی سرد و غیرمنتظره روبرو شد. پاسخ مدیریت این بود:: «این خیلی جالب است، اما چون به فیلم نیاز ندارد، فعلا به کسی دربارهاش چیزی نگو!»
همانطور که بالاتر اشاره کردیم، عامل موفقیت کداک چرخه فروش فیلم و کاغذ عکاسی بود اما دوربین دیجیتال، دقیقا این چرخه را از بین میبرد. ترس از دست دادن سودهای کلان فعلی، باعث شد مدیران کداک چشمانشان را روی آینده ببندند و نوآوریای که میتوانست آینده شرکت را تضمین کند، در همان مرحله ابتدایی متوقف شود.
این همان نقطهای است که بسیاری از تحلیلگران، آغاز مسیر سقوط Kodak میدانند.
بخش پایانی داستان کداک؛ سقوط غول عکاسی
در دهه ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰، دنیا بهسرعت وارد عصر دیجیتال شد. دوربینهای دیجیتال یکییکی جای دوربینهای فیلمی را گرفتند. بعد از آن هم تلفنهای هوشمند وارد شدند و همهچیز را تغییر دادند.
در آن زمان رقبایی مثل فوجیفیلم، سونی و کانن به سرعت تغییر جهت دادند و روی دوربینهای دیجیتال سرمایهگذاری کردند. اما کداک هنوز به گذشته وابسته بود و اصرار داشت که مردم هرگز لذت لمس عکسهای چاپ شده را با فایلهای دیجیتال عوض نمیکنند.
کداک باوجود داشتن تمامی امکانات، برخلاف سایر رقبا دیر وارد میدان رقابت شد با اینحال باز هم اشتباه کرد. آنها سعی کردند دوربینهای دیجیتالی بسازند که مردم را همچنان به سمت «چاپ عکس» سوق دهد! اما تغییر الگو رفتاری مردم، همهگیر شدن گوشیهای هوشمند و ساده کردن کار عکاسی، قدرت شبکههای اجتماعی و لذت اشتراکگذاری آنی تصاویر چیزهایی بود که کداک به آن توجه نکرده بود.
در نهایت در سال ۲۰۱۲، Kodak، غول ۱۲۴ ساله صنعت عکاسی، رسما اعلام ورشکستگی کرد. هرچند امروزه برند کداک هنوز زنده است، اما دیگر خبری از آن امپراتوری بیرقیب نیست. آنها پس از خروج از ورشکستگی، بسیار کوچک شدند و حالا در حوزههایی مثل چاپ صنعتی و مواد شیمیایی فعالیت میکنند.
داستان کداک به ما یادآوری میکند که در دنیای پرشتاب امروز، «انعطافپذیری» ارزشمندتر از «سهم بازار» است. هیچکس آنقدر بزرگ نیست که نتواند سقوط کند.